محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2243

مرآة البلدان ( فارسى )

فرساى شاهى و شهريارى و دادن داد تحيت سعادت بنياد تصدر ذات اشرف اقدس در صدر عظيم القدر معلاى بارگاه سلطنت و تاجدارى به يارى بارى از شاخسار خامهء مودت تميز عطر بيز مجامع انس و جان و نكهت‌ريز مواقف كروبيان شده بود بزم ارم بسط جنت‌نشان و محافل خلد مشاكل مينو عنوان را رونق و بهاى بىپايان افزود و بوى تجديد گلزار مؤانست ديرين تازه‌به‌تازه دماغ محبت بىاندازه را عبيرآموز نمود . بعضى مراتب كه به زبان قلم دوستى رقم جريان رفته بود ان شاء الله لوازم آن در وقت خويش چنان‌كه شايد به عمل خواهد آمد « 21 » و ايمائى كه در خصوص رجاء رفاهيت پادريان كريست « 22 » سكنهء دار السلطنهء اصفهان و اذن تجديد كنيسه كه در مقام جولاه نام آنجا جهت ايشان بنا شده بود نموده بوديد بر وفق رضاى آن عارج معارج شوكت و اعتلا امر قدر قدر قضا اقتضا شرف نفاذ يافت پيوسته سلوك مسلك صدق و صفا پيشنهاد و الا بوده به اظهار هرگونه مراد مشيد اركان اتحاد خواهند گرديد . مستقبل احوال مقرون به رضاى ذى الجلال باد سنهء 1091 . جلفار : به عقيدهء صاحب معجم البلدان جلفار قصبه‌اى است در نزديكى مرو شاهجان كه آن را جلفر هم مىنامند و معرب گلبر است . جلف‌در : از قراولخانه‌هائى است كه در سمت مشرق و شمال بجنورد ما بين خاك زعفرانلو و شادلو واقع است . جلقان : يكى از قراى طبرسران در نزديكى دربند بوده . جلقلان : از توابع سهرورد زنجان قديم النسق . ملكى خرده مالك و پنج خانوار سكنه دارد . سابقا قريهء معتبرى بوده است . زراعت آنجا آبى و ديمى .

--> ( 21 ) - لابد باز مطلبى در باب اتحاد غرب با ايران بوده بر ضد دولت عثمانى كه دولت ايران ديگر بعد از عهدنامهء زهاب ( 1094 ه . ق - 40 - 1639 ) بدان نمىانديشيده و همواره در برابر اصرار غربيان اين امر را به وقت مناسب موكول مىكرده . ( 22 ) - شايد هم كريستيان بوده به معناى مسيحيان .